تبليغاتX
کاریکلماتور
نانوا هم جوش شيرين مي زند،بيچاره فرهاد
با نهايت تاسف و تاثر  استاد منوچهر احترامي در گذشت.

          سه شنبه ۲۲/۱۱/۸۷ منوچهر احترامي طنزپرداز، نويسنده كودك و روزنامه نگار در اثر عارضه قلبي درگذشت.  منوچهر احترامي متولد سال 1320 بود كه در سن 67 سالگي درگذشت. احترامي رشته ادبي را در مدرسه دارالفنون خواند، رشته حقوق را در دانشکده حقوق و رشته قضايي را در دانشگاه تهران گذراند. وي بازنشسته سازمان مرکز آمار ايران است. اولين مطلب طنزي که براي مجله توفيق فرستاد چاپ شد. او سابقه فعاليت در تهران‌مصور و فردوسي و گل‌آقا و مدتي هم در راديو و تلويزيون و برنامه‌هاي صبج جمعه، و شما و راديو را دارد.
     کيومرث صابري فومني (گل‌آقا)، در جايي نوشته است كه به نثر و شعر او رشک مي‌برد و ابوالفضل زرويي نصرآباد، قصايد او را به‌قوت قصايد کلاسيک ايران و طنزش را از بهترين و ماندگارترين نوشته‌ها مي‌داند.در سال‌هاي اخير مرحوم احترامي در مراكز و نشست‌هاي بسياري همچون مؤسسه گل‌آقا، حوزه هنري، سازمان صدا وسيما و شب‌هاي بخارا مورد تجليل قرار گرفته بود. داستان «حسني نگو يه دسته گل» از مهم‌ترين داستان‌هاي كودك احترامي و « طنز در تعزيه» از مهم‌ترين فعاليت‌هايش در زمينه تحقيقي است.


پيكرش را جمعه به خاك سپردند.عمران صلاحی،کیومرث صابری و خیلی ها به استقبالش آمدند و پرویز شاپور  قِل قِلَش  را  بوسيد.درست یادم نیست از خودش بود یا نقل قول می کرد که ما تعداد فامیلهایمان در آن دنیا بیشتر از این دنیاست .اما مدتی طول می کشد که این موضوع در مورد دوستدارانش هم اتفاق بیافتد. می دانم اگر از اداره آمار و سرشماری سوال بکنیم از زنده ها کسی را سراغ ندارد که کارهایش را نشنیده باشد: حسنی نگو بلا بگو ... .فکر کنم تا حالا خداوند او را به سمت مسوول بخش کودکان بهشت منصوب کرده باشد.برایش لبخند خیرات می کنیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 13:53  توسط مهدی فرج الهی 

 

 كاريكلماتور و صنايع ادبي

      

       كاريكلماتور جملاتي پر محتوا،كوتاه و همراه با شوخ طبعي است كه گاهي به جمله قصار مي ماند ،گاهي به شعر شانه مي زند وشايد بتواند تبديل به ضرب المثل شود،آنچه مسلم است كاريكاتور كلمات است .

          اولين ويژگي ظاهري كاريكلماتوركوتاهي اين نوع ادبي است.براي انسانهاي امروزي در اين سراسيمگي سرعت و كم حوصلگي و تنوع،به قول برنارد شاو"آثار كلاسيك آثاري هستند كه هيچ كس دوست ندارد آنها را بخواند ولي همه دوست دارند آها را خوانده باشند." و به قول ابوالفضل زرويي نصر آباد" نوشتن براي مخاطبان كم طاقت و پر مشغله اي كه از هر چيز نوع فشرده اش را مي پسندند،مثل توضيح نظريه نسبيت براي كسي است كه در خيابان  با عجله دنبال توالت عمومي مي گردد."مي توان اينگونه نتيجه گرفت كه نويسنده كاريكلماتور بايد در خرج كردن واژه ها خسيس باشد!

        دومين ويژگي بارز و مهم كاريكلماتور،تفاوت در نگاه و پختگي بيان در مجالي كوتاه است.شايد بتوان در باره يك كاريكلماتور خوب مقاله اي نوشت. در كاريكلماتور بايد دنيا را متفاوت ديد و دنيايي متفاوت آفريد.كاريكلماتوريست به دور اتفاقات روزمره خط مي كشدو بايد با قواعد كادر كشيدن  آشنا باشد.كاريكلماتور مثل اشانتيوني از يك عطر خوب است.

        به طور كلي آرايه هاي ادبي به كار رفته در كاريكلماتور بيشتر ساخت معنايي دارند تا ساخت آوايي،آرايه هايي چون : انگاره ، انگاره ناهمگون ، تشبيه ، استعاره ، كنايه ، انسان گونگي ، حس آميزي ، جمع ، تفريق ، تجاهل العارف ،تمثيل ،تمثيل عكس ،تجسم ، حرف نمايي ،تناسب يا مراعات نظير ،ايهام ،تضاد ،تلميح ،محتمل الضدين ،احاله به محال ،ساخت زدايي ، حسن تعليل ، دليل عكس ،پارادوكس ، حسن طلب و...

در نوشتن كاريكلماتور معمولا تركيبي از اين آرايه ها به وقوع مي پيوندد.براي مثال به نمونه هايي از آنها اشاره مي كنيم:

 

1-      بازي با كلمات،كنايه و ايهام

 

 

         با دقيق شدن در معاني كلمات مي تموان با ظرافت به گونهاي آنها را معماري كرد و كنار هم قرار داد  تا از معاني گوناگون يك كلمه براي ساختن تصاويري با چند معني استفاده كردو يا با ايجاد معاني دور و نزديك زيبايي خاصي آفريد.

-         در خشكسالي آب از آب تكان نمي خورد. ( پرويز شاپور)

-         شير باغ وحش چكه مي كرد. ( پرويز شاپور)

 

البته نبايد فراموش كرد كه افراط در اين گونه ما را به عباراتي بي معني و صرفا شكل گرا مي رساند.

 

 

2-     تشخيص(انسان گونگي)

 

 

پرگاري كه اختلال حواس پيدا كرده بود بيضي ترسيم مي كرد.

( پرويز شاپور)

 

 

3-   احاله به محال

 

 

-         خودم را قبل از تولدم نامگذاري كردم. ( پرويز شاپور)

 

 

4-   تمثيل

 

 

         در تمثيل گفتار به دو بخش مشبه و مشبه به تقسيم مي شود و ضرب المثلي به عنوان مشبه مي آيد.در كاريكلماتور مي توان هم به طور مستقيم از اين صنعت بهره برد هم اينكه با ضرب المثلي شوخي كرد و يا اينكه ضرب المثلهايي به عنوان  مشبه و مشبه به بيايد.

 

-     تنبان مرد كه دو تا شود آش يا شور مي شود يا بي نمك.

(مهدي فرج الهي)

-     كلاغ مي خواست  پرواز هواپيما را ياد بگيرد دچار نقص فني شد.

 (حسين مقدسي نيا)

 

 

و  ...  .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 15:20  توسط مهدی فرج الهی  |